أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
115
قانون ( فارسى )
اگر سودا سبب درهم شدن عقل باشد ، بيمار غمگين و خيالاتى مىشود و علامت ماليخوليا همراه دارد كه آنها را در بحث ماليخوليا مىآوريم . اگر سبب درهم شدن عقل سوداء صفرايى باشد ، درندهخويى و حركات زياد در بيمار پديد آيد . اگر سوداء خونى سبب باشد ، شادى و خنده و عرقريزى به بيمار روى آورد . اگر سبب صفرا باشد ، بيمار با التهاب و گرمى و بىتابى و بدخلقى و اضطراب زياد روبرو است . به آتش و شرر فكر مىكند ، گوشهء چشمانش مىسوزد . رنگش زرد مىشود . سر گرفتار التهاب و پوست پيشانى كشيده و چشم گود مىشود ، و مىخواهد به زدوخورد با ديگران بپردازد ، يورش مىآورد . اگر سبب درهم شدن عقل و هوش خلط مرارى سرخ باشد ، روىآوردههاى صفرايى همه هستند و شديدتر رخ مىدهند . درهم شدن عقل كه از تبها و اكثرا آنچه از اثر بيماريهاى واگير ( وبائيات ) روى مىآورد از اين قبيل است . اگر سبب درهم شدن عقل از گرما و خشكى ساده باشد ، نه سرگرانى همراه دارد و نه علامات مادههايى را مىبينى كه در قانون و در فصلهاى پيشين ذكر كردهايم . اگر سبب اختلاط عقل بلغم متعفن و تندمزاج باشد ، علامتش اين است كه بيمار با اينكه عقلش درهم شده است باوقار است و همواره با دست ابروها را بلند مىكند ، سرگران است و به سبب وجود گوهر سرد خوابآلوده مىنمايد و از اثر گرما درهم مىشود . چنين بيمارانى چيزى را كه در دست مىگيرند رها نمىكنند و گاهى اتفاق مىافتد كه بيمار خود را دام يا پرنده بداند . نشانيهاى درهم شدن عقل ( روىهمرفته ) 1 - اگر بيمار بىخوابى كشد ، دليل آن است كه سبب گرماى خشك است . 2 - اگر خوابآلود است و زياد از حد مىخوابد ، از گرماى تر است كه از خون يا بلغم گنديده سر زده است . 3 - اگر سبب درهم شدن عقل بخارى است كه از اندامى بالا رفته است ، از معاينهء اندام دردمند مىدانى ! 4 - اگر سبب بخارى است كه از كليهء تن بالا رفته است - چنانكه در تبها روى مىدهد - از چگونگى تب مىفهمى ! 5 - و تو مىدانى كه نشانههاى بخار بالا رفته از اندامان يا از بدن ، از مزاج ساده يا از مزاج همراه ماده بوده همگى را در بحث سردرد گفتهايم . علاج : 1 - علاج ماليخوليا را به فصل راجع به بيمارى ماليخوليا واگذار مىكنيم . 2 - اگر اختلاط عقل از خون باشد ، بايد رگ بزنى و كارى كنى كه مزاج خون را به حالت